هیچکی منو دوس نداره
![]()
![]()
![]()
چرا هیچکی به وب من سر نمی زنه
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
![]()
امروز یه آهنگ از گروه آرین که فکر کنم همتون شنیده باشید رو می نویسم شعرشم فکر کنم مال علی پهلوان باشه اینو برای مهربونم می نویسم چون گل منه البته من شعرو کامل ننوشتم ...
یه روزی زیر گنبد نیلی
بود یه گلدون تنهای تنها
خالی بود جای گل توی قلبش
لونه داشت توی سینش غم دنیا
حالا غصه و غم دیگه رفته
بازم اومده عطر بهارون
چون که غنچه ی پاکی نشسته
میون دل تنهای گلدون
گل من گل من تو ای جلوه ی پاک بهارون گل من گل من
منم گلدون و تو گل گلدون
گل من تو قلبم شده غنچه ی عشق تو مهمون
گل من ...
مثه تو واسه این دل خسته دیگه مونسی پیدا نمیشه ...
بگو میمونه گل پیش گلدون بگو مال منی تو همیشه
ویکای تو
امروز می خوام از یه مهربون بگم
یکی که حسمو درک می کنه
کسی که منو می فهمه
کسی که دوسم داره
و من هم با تمام وجودم دوسش دارم
تا حالا تو وبم ازش چیزی نگفتم اما از این به بعد می خوام بگم
آشناییمون واقعا جالب بود
الان ۴ ماه از آشناییمون میگذره
انگار من و اون قسمت هم هستیم و باید این طور با هم روبه رو می شدیم
۵ شنبه اومده بود پیشم
یه روز بارونی از صبح تا شب با هم بودیم
ممنونم عزیزم
امیدوارم همیشه شاد و سر حال و موفق باشی
خدایا شکرت به خاطر این همه خوبیت
دوستت دارم عزیزم
![]()
![]()
![]()
ویکای تو ![]()
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق
قهرمانان را بیدار کند
قایق از تور تهی
و دل از آرزوی مروارید
هم چنان خواهم راند
نه به آبی ها دل خواهم بست
نه به دریا
پریانی که سر از آب به در می آرند
و در تابش تنهایی ماهی گیران
می فشانند فسون از سر گیسو هاشان
پشت دریاها شهری است
که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
بام ها جای کبوتر هایی است
که به فواره ی هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر
شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می نگرد
که به یک شعله به یک خاک لطیف
خاک ، موسیقی احساس تو را می شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد
پشت دریاها شهری است
که در وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند
پشت دریا ها شهری است
قایقی باید ساخت
ویکا ![]()
یه مطلب قشنگ ![]()
As we give of ourselves,
of our patience & love,
to some one else who needs it more
something changes inside us.
Something flows in,
A flow of GOOD FEELING :
A spiritual upliftment occurs both in us & in the person receiving the love.
هنگامی که از خودمان ، بردباری و عشق مان
به کس دیگری که بیشتر به آن نیاز دارد ، میبخشیم ،
چیزی درون مان تغییر می کند .
چیزی به درون مان جریان می یابد – جریانی از احساسی خوشایند .
یک تعالی معنوی در ما و در وجود کسی که آن عشق را دریافت کرده
رخ می دهد .
![]()
![]()
![]()
![]()
ویکا![]()